13🐥𝐦𝐢𝐧𝐠𝐠𝐮𝐤 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞🐰🐾

.*.:。.✿𝓘 𝓪𝓶 𝔂𝓸𝓾👉♡👈𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓻𝓮 𝓶𝓮 .*.:。.✿

🐾معرفی ادمین ها و قوانین سایت🐥🐰

۷۵ نظر

 

 

❁ ════ ❃اینا حرفاییه که باید زده بشه_شامل قوانین وبسایت و معرفی ادمین های سایت:) ❃ ════ ❁

❁ ════ ❃ یکم پستو ویرایش دادم همه لطفا مطالعه کنن❃ ════ ❁

وبلاگ کوکمین یونیورس بسته شد

۱ نظر

سلام...الینا صحبت میکنه

نمیدونم باید از کجا شروع کنم....من آدمی نیستم یجیزو نصفه ولش کنم...

ولی شرایطم دوباره بدتر از دوسال قبل ک رفتم داره فشرده میشه...بارها سعی کردم درست حسابی براتون مومنت فیکشن و هرجی ک فکرشو بکنین بزارم براتون

ولی..

حالا من دوباره حس میکنم تنهام شماها چیزی کم نذاشتین لچه ها بعضیاتون همیشه با کامنتاتون و شیرین بودنتون باعث میشدین از ته دل بخندم

ببخشید کامنتارو جواب ندادم...امیدوارم درک کنین

من نمیدونم چندباره ادمین گذاشتم برا این وبلاگ...و رفتن خب بی خبر رفتن...حالا بعضیاشونم مشکل داشتن ک درکشون میکنم و مسئله ای نیس

ولی الان من این وسط موندم با قضاوتای بقیه و امر و نهیا و استرس کنکور و هزارتا کوفت دیگ ک نمیخوام راجبش حرف بزنم..خواستم بگم که درک کنین چیزی نمیخوام

و خب در آخر دوستتون دارم

این وبلاگم احتمالا باز میام بهتون سر میزنم ..میخواستم پاک کنم بطور کامل اینجارو ولی نتونستم بعد کلی فکر کردن

اگه بتونم براش یه ادمین پیدا کنم دوباره باز میشه

بوراهه💜

(jikook_pic_fanart (new concert

clik

یه مومنت خوجمل:)

۷ نظر

نمیدونم قبلا ادمینام گذاشتن یا خودم گذاشتن ولی من  میزارمش الان:"""

Download

قضیه از این قراره که کوک وسط غذا خوردن کارگردان رو میبینه که پا برهنه است 
بلند میشه می‌ره بیرون و با یه جفت دمپایی برمیگرده 
دمپایی رو به کارگردان میده و هوسوک و تهیونگ این کارشو میبینن 
هوسوک :« جی کی ...جی کی چه اتفاقی افتاده؟ چطور اینقدر با ملاحظه شدی؟»
کوک:« من وسط غذا خوردن دیدم کارگردان پا برهنه است ...
اعضا:« جی کی .... اوو جی کی»
و حرف جونگ کوک زیبا بود که در جواب گفت: « من کارایی که جیمین هیونگ انجام میده رو دنبال میکنم» 🐥🤏✨
درواقع جونگ کوک غیر مستقیم گفت الگوی من جیمینه
چرا که می‌تونه از رفتار های جیمین یاد بگیره....
وقتی داریم از شخصی حرف می‌زنیم که باعث تغییر میشه یعنی چی؟
یعنی جیمینی که بخشی از جونگ کوک رو تغییر داد...:))
* وقتی بنگتن و جیکوک اینقدر فرشته ان*
. کیفیت ویدیو هم نمی‌دونم چرا ارسال میشه اینقدر میاد پایین دیگ شرمنده"

چندتا از مومنتای لایو چهارنفره؟!!

۱۳ نظر

حقیقتا من لایو رو کامل ندیدم بچه ها شرمنده میدونم هزاربار دارم میگم ولی سرم شلوغه و بشدت بی حوصلم ولی

اونایی ک دیدم رو براتون میزارم اگ جدید هم یافتم حتما پستش میکنم..

خبببب لتس گووو

اول که خب کیوتی تهیونگ تو لایو و جذابیت پرفکت هوپیمون خودش بحثی طولانی  و قند تو دل آب کن دارد:"""))

اما بریم سراغ کاپلمون

Download

جیمین تاریخ خاطره ای که می گفت رو یادش نبود...
رو به جونگ کوک : موقع تولد مادربزرگم بود؟
جونگ کوک : آره 
این دیگه خیلی........
چطور دو نفر ریز ترین اتفاقات و خاطرات همو حفظن ! 
بابا و مامان من انقدر دقیق همه خاطرات همو نمی دونن
.
.
.

جیمین حرف می زنه ...
جونگ کوک : محو شدن..غرق شدن تو صورت جیمین شی
و نمیشه از تهیونگی حرف نزد که بششششدتتت کیوت شده و اونجوری خوابالو و کویوته:))))))
Download
.
.
.
.

Download
جیمینی یهو چشش به رون جذاب دوست پسرش افتاد و بهش حمله کرد...
دقیقا داری چیکار می کنی جیمینا ؟وات آر یو دویینگ جمن شییییییییی!!
.
.
.
.

جیمین : جونگ کوکا من غذا خوردم ( بدون تو)
جونگ کوک : خائن!
جیمین : ببخشید 🥺
*دست می دن با هم 
جیمین باز توضیح میده : درست جلوی چشمام بود ، فقط یکمی خوردم ...
اگه این مکالمه بین یه زوج عاشق و لوس نیست ، پس چیه 🤲
کجای دنیا دو تا دوست بخاطر یه بار بدون هم غذا خوردن توضیح می دن و معذرت خواهی می کنن :/
دقت کنید فقط هم از جیمین انتظار داشته منتظرش بمونه برای غذا خوردن...
.
.
.
.
 و خب یه دوتا مومنت دیگ جدا از این لایو نشونتون بدم و بعدم برم:"""

جونگ کوک چرا اینقدر خطرناک و لعنتی طور نگاهش می‌کنی؟!!!
هیچی جذاب تر از نگاهای جئون به پارک جیمین نیست یونو؟!!
.
.
.
و اما آخر و یه نگاه فاخی دیگر:""""

.
.
.
مود همه جیکوکرااا جرر
خب د اند ...امیدوارم لذت برده باشین بوص بای:"""
منبع:@Kookminuniverse

مومنت 2(مرور ریز مومنتای کنسرت)

۶ نظر

خب بریم ادامه بررسی چندتا مومنت دیگ:"")

Download

جونگ کوک اینطوریه که : جیمین پخش زمین شد، منم باید انجامش بدم ...
اوه بلند شد ، منم بلند شم

.

.

.

Download

باشه:)خودتین که این حرکتشونو میشناسین هوم؟

.

.

.

Download

جیکوک تو حال و هوای آهنگ home 
جیمین : موچی موچی
جونگ کوک : جیمین ، جیمین
.
.
.
.

Download


Download


Download
وقتی جیمین یهو دلش بغل جونگ کوکی رو می خواد 🥲
تو همین بغل کردن کوتاه ، سرشو کامل گذاشت رو شونه جونگ کوک :)
.
.
.

Download
اینم ویدیو تا لحظه آخر سوار شدن کوکمین به یه ماشین ، این اتفاق برای ما جیکوکرا چیز کمیاب و جدیدی نیست ولی مثل اینکه بنی اسرائیل باز ایراد گرفتن 😂
دیگه ویدیو از بعد سوار شدنشون موجود نیست متاسفانه😞😂
.
.
.
.
و در آخراین تصویر زیبا  ...زیادی خوشگله مگه نه؟
اوکی امیدوارم تا الان راضی بوده باشین بای:)

منبع:@Kookminuniverse

مومنت 1(مرور ریزِ مومنتای کنسرت)

۷ نظر

آپدیت اینستاگرام رسمی کارتون مولانگ با شبیه سازی مومنت براید استایل جیکوک و عنوانش هم جیکوک در بک استیج

شت کاپل جلو دوربین؟!!آععععع باید بگم شات آپ هانی:)

بریم مومنت های کنسرتی که براتون گذاشتم رو یه چندتاییشو یه بررسی ریز بیکنیم:)

جیکوک قبل کنسرت

جیمین:من میام تو دهنت

جونگکوک:منم همینطور

باهم دست میدن

جیکوکرا ی بخت برگشته ای مثل ماااا:جاستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت کیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس!!!

Download

Download

نمیدونم اینجوری با نیش باز خیره شدن بهم چه نتیجه ای داره ولی فکر کنم اونا قلباشون بهم وصل ما ماهاهم قلبامون پودر میشه همین

.

.

.

.

شما اسمشو چی میزارین؟!!شاید اعتراف!

Download

.

.

.

.

.

Download

جیکوک بعد هر کنسرت موقع ترک استیج حماسه آفرینی می کنن😂
در حالی که با هم استیجو ترک می کردن ، جیمینی رو داریم که منتظر ایستاده جونگ کوک با فنا خداحافظی کنه
.
.
.

اینجوری راحت بغل گرفتن جیمین توسط کوک انگار که یه پَر سبکه، باعث میشه منم فشار بیاد بهم چه برسه به هیترا🤲
.
.
.

آره جیکوک بازم با یه ماشین رفتن💍اونم چسپیده بهم...ویدیوش همینه ولی یه ویدیو دیگه هم هست فکر کنم پست بعد میزارم
.
.
اما مومنت مرگ بعدی

گ بعد این هنورم نفس میکشین از ما نیستین:)))...این نگاه خیره مرگ آسات چی میگه جئون؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

خببب یچیز سم و حماسه آفرینم نشونتون بدم و بعد برم پی زندگیم
رو بنر نوشته میای  خونم گربمو ببینی (همون رامیون خوردن) با عکس جیکوک🤣
اوکی بای تا پست بعدی:)

وبتونthe promises of love آپ شد

۱۱۲ نظر

​​​​​​

(آپ شد) /

*--*

(تا پارت 71+پارت های ویژه قرار گرفت)

ادامه مومنت های جدید---جیکوک کوکمین

۱۴ نظر

بچه های فقط قبل دیدن مومنتایی ک براتون گذاشتم بگم که من سرم شلوغه از ترتیب و جرئیات مومنت ها درست مطمئن نیستم...

کسی روهم ندارم بهم کمک کنه ...دست تنهام...ولی سعی میکنم مومنتایی ک دیدم رو با ذکر منبعایی ک ازشون گرفتم براتون بزارم..و

در آخرم سعی میکنم جمع همه مومنارو تو یه کلیپ از یوتیوب پیدا کنم بزارم ببینید و لذت ببرین تنکیو:"")

مرسی که هستین بوص:)

خب بریم سراغ یکی از مرگ ترین مومنتا:)

Download

٭ آپدیت اینستاگرام جونگکوک
 سوال آرمی: جیمین اوپا مال منه
جونگکوک: اون مال منه!
:""باشه...شمارو نمیدونم ولی من مردم..
.
.
.

پشت صحنه عکس جیکوک
جیمین بین راه ایستاد تا عکاسا ازش عکس بگیرن ، جونگ کوک به محض اینکه دیدش، برگشت تا باهاش عکس بگیره....
کمی قبلم جیمین منتظر شد جونگ کوک با فنا خداحافظی کنه
این دوتا حتی یه دقیقه از هم دور نمی شن :)
Download
بله:)و جیمین این عکسو بعد برگشتشون تو پیجش آپ کرد

Download
و شاهد این عکس زیبا هستیم:)
.
.
.
.
.
.
این فنمید خیلی لعنتیه میدونین؟!!!
من بدجور قلبم باهاش صافت شده
جوری که هعی خدا:)))

Download
همه ی مومنتارو تو یه پست نمیزارم گایز تیکه تیکه میزارم بوص بای:"

مومنت های اخیر(کنسرت)------کوکمین-جیکوک

۶ نظر




Download
نو کپشن:"""
 لذت ببرین از مومنتای این دوتا گوگولی
بوص رو کله هاتون
چندتا عکس گوگولی هم ببینیم:
دلم نیومد عکس پسرامو نزارم براتون:"""
پسر جذابم تهیونگ رو که خودتونم خبر دارین...من که چشام کور شده:""""""
دلبر بودن جینو که همتون خبر دارین مگه نه؟!
آهه جذاب ترین لیدر دنیا:"""""""""""""""""""""""""""
لبخندای جیهوپ و زندگی مگه نه؟:""""
و در اخر فرشتمون:"""
دهنم آسفالت شد سر پست کردن اینا:"""
 امیدوارم از پستم لذت برده باشین
 
بدرود
elina jmjk

آخرین قرار عاشقانه

۷ نظر

روی نیمکت پارک نشسته بودم و کلاغ‌ها را می‌شمردم تا بیاید. بهشان سنگ می‌انداختم. می‌پریدند، دورتر می‌نشستند. کمی بعد دوباره برمی‌گشتند و جلویم رژه می‌رفتند.


ساعت از وقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی‌ شدم. شاخه‌گلی که دستم بود سر خم کرده، داشت پژمرده میشد


طاقتم تاق شد. از روی نیمکت بلند شدم و ناراحتیم را سرِ کلاغ‌ها خالی کردم.


گل را هم زمین انداختم، پامال‌اش کردم، بهش گَند زدم. گل‌برگ‌هاش کَنده، پخش، لهیده شد.


بعد، یقه‌ی پالتویم را بالا دادم، دست‌هایم را توی جیب‌هایش فرو کردم، راهم را کشیدم و رفتم.

نرسیده به درِ پارک، صِدایش از پشتِ سر آمد.
صدای تند قدم‌هایش و حتی صدای نفس‌نفس‌هایش را هم می‌شنیدم.

+جونگکوکااا....کوکااا....

اما به طرفش برنگشتم. حتی برای دعوا، مرافعه، قهر. از پارک خارج شدم.

خیابان را به دو گذشتم. هنوز داشت پشتم می‌آمد. صدا پاشنه‌ی چکمه‌هایش را می‌شنیدم. می‌دوید و صدایم می‌کرد.

+کوکااا لطفا فقط یه دیقه وایسا...لطفاااااا


آن‌طرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین. هنوز پشتم بود. کلید را انداختم که در را باز کنم، بنشینم، بروم، برای همیشه.


در ماشین را باز کرده نکرده، صدای بوق ترمزی شدید و فریاد ناله‌ای کوتاه توی گوش‌هایم، توی جانم ریخت.


تندی برگشتم. دیدمش. پخش خیابان شده بود. به‌رو جلوی ماشینی افتاده بود که به او زده بود و راننده‌اش داشت توی سرِ خودش می‌زد.


سرش به آسفالت خورده بود، پکیده بود و خون، راهش را کشیده بود به سمت جوی کنارِ خیابان می‌رفت.


ترس‌خورده و هول به طرفش دویدم و مبهوت، گیج و منگ بالا سرش ایستادم. هاج و واج نگاهش کردم.


توی دست چپش بسته‌ی کوچکی قرار داشت که با ظرافت خاص خودش کادوپیچ شده بود. محکم چسبیده بودش.


نگاهم رفت، روی آستین پالتوی کرم رنگش  که بالا رفته بود، ساعتش پیدا بود: چهار و پنج دقیقه.


نگاهم برگشت، ساعت خودم را دیدم: پنج و پنج دقیقه.


گیج، درب و داغون به ساعت راننده‌ی بخت‌برگشته نگاه کردم: چهار و پنج دقیقه بود!

روی پاهام افتادم...

م...من...چیکار کردم؟!

.

.

.

.

.

هیچی فقط میخواستم یکم افسرده بشین ساری بای:"""")

منبع

.*.:。.✿𝓘 𝓪𝓶 𝔂𝓸𝓾👉♡👈𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓻𝓮 𝓶𝓮 .*.:。.✿
.
𝓦𝓮𝓵𝓬𝓸𝓶𝓮 𝓽𝓸 𝓶𝓲𝓷𝓰𝓰𝓸𝓸𝓴 𝓤𝓷𝓲𝓿𝓮𝓻𝓼𝓮:)
.
اگـه بـرای اولیـن بار وارد میـشـید قوانین رو مطالعه کنید:)
.
🌞🌛𝓘 𝓹𝓾𝓻𝓹𝓵𝓮 𝔂𝓸𝓾💜💛


🤎کوکمینر های پاره گشته در نقش ادمین🤎
"𝚍𝚒𝚜𝚜𝚒𝚗𝚐 𝚋𝚢 𝚑𝚞𝚔𝚊" 𝚋𝚕𝚘𝚐 𝚋𝚊𝚢𝚊𝚗